تبليغاتX
Tehrooon
یه سری عکس از شیطان پرستان شنبه دوازدهم بهمن 1387

یه سری عکس از شیطان پرستان

 

http://www.iranalive.org/join
 
براي ديدن بقيه عكسها روي ادامه مطلب كليك كنيد ...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |

اولین عروسی کی و چگونه؟ چهارشنبه یکم آبان 1387

از میان انبوه سوالاتی که در باره حضرت آدم علیه السلام و فرزندانش وجود دارد جدی ترین سوال این است که زاد ولد، تکثیرو تولید نسل انسانی میان فرزندان آدم علیه السلام چگونه صورت گرفته است؟

حتماً ادامه مطلب را دنبال كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |

آدامس اوربیت حلال است یا حرام؟ چهارشنبه یکم آبان 1387

بر اساس اطلاعات این سایت با عنوان “زندگی با قوانین طلایی اسلام” که یک سایت اسلامی  خارجی است  و لیست کالاهای حلال را اعلام می کند برخی محصولات اوربیت ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |

نام گذاری روز جهانی قرآن دوشنبه بیست و دوم مهر 1387

نام گذاری روز جهانی قرآن؛ ضرورت‌ها وآسیبها

قرآن

محققا هیچ پدیده‌ و موضوعی در تاریخ خلقت مهمتر از قرآن نیست و نخواهد بود از این رو نامگذاری روزی با عنوان «روز ملی قرآن» و یا در افقی وسیع‌‌تر روز«جهانی قرآن» نه تنها شایسته بلكه ضرورت دارد و شاید كمترین ادای دینی به ساحت مقدس قرآن كریم به عنوان نعمت و رحمت الهی و هبه خداوندی به نوع بشر باشد.

گرایش روزافزون مردم دنیا به قرآن و اهانت‌های سالیان اخیر نسبت به قرآن، این ضرورت را دوچندان می‌كند؛ طرح چنین موضوعی و پرداختن به آن در قالب‌های مختلف علاوه بر آنكه می‌تواند توجه همگان را به قرآن جلب كند موجب اتحاد بیشتر مسلمانان می‌شود و مهمتر از آن فرصتی برای مسلمانان كشورهای غیر اسلامی كه بعضا در برخی از كشورها به علت اعتقاداتشان تحت فشار هستند برای ابراز وجود بیشتر و دفاع از مبانی لایتغیر این كتاب الهی ایجاد می‌كند. البته قرآن همان‌گونه كه خود می‌فرماید «رحمت للعالمین» است و برای قشر و مذهب و آئینی خاص نیست و برای هر كس كه هدایت بطلبد راه‌گشا است بنابراین چنین روزی می‌تواند بستری برای آشنایی بیشتر حتی كفار و غیر مسلمانان با این كتاب الهی را فراهم كند.

یكی از دلایل گرایش روزافزون مردم دنیا به ویژه ملت‌های اروپایی در چند سال اخیر به قرآن علاقه‌مندی آنان به بیشتر دانستن از قرآن است چون تاكنون اگر چیزی هم از قرآن عنوان شده است بیشتر به ابعاد جنگ و جهاد و نه مهر و محبت قرآن پرداخته است و بیش از آنكه مطالبی سره در اختیار آنان قرار گیرد ناسره را مخلوط داشته است؛ نامگذاری چنین روزی فرصتی است تا حتی غیر مسلمانان تشنه حقیقت بیش از پیش با آخرین كلام الهی آشنا شوند.

اگر به تقویم ملی كشورها نگاه كنیم در هر یك از آن‌ها بسته به نوع كشور برای هر پدیده و موضوع مهمی روزی یا هفته‌‌ای تعریف شده است كه در كشور ما هم كم نیست موضوعاتی مانند تبلیغ و اطلاع‌رسانی دینی، روز بزرگداشت حافظ، روز طبیعت و ده‌ها عنوان دیگر كه برای آنان روز ملی و یا جهانی تعریف شده است.

انتشار و توزیع ترجمه‌های قرآن به زبان‌های مختلف به بهانه چنین روزی، برپایی مسابقات هنری در رشته‌های گوناگون با موضوع قرآن، از فیلم و داستان كوتاه گرفته تا كاریكاتور و نقاشی و ...، برپایی همایش‌های مختلف قرآنی، مناظره مستشرقین و دانشمندان مسلمان در حوزه علوم قرآنی و با موضوعات گوناگون قرآنی از جمله اعتبار و سندیت قرآن(تحریف‌ناپذیری) و ده‌ها موضوع دیگر از جمله كارهای اندكی است كه می‌تواند به شناساندن بیشتر قرآن كمك كند و تبلیغات منفی بسیاری را كه این روزها علیه اسلام و قرآن به راه افتاده است، خنثی كند همچنین است طراحی، تدوین و اجرای برنامه‌های ملی و بین‌المللی با شاخصه فرامذهبی.

البته در كنار همه این فواید و ضرورت‌ها برای نامگذاری روزی با عنوان مذكور، نباید از یك نكته به عنوان نقطه آسیب غفلت كرد و آن اینكه اگر بستر و زیرساخت‌های لازم به ویژه اطلاع‌رسانی مناسب در این زمینه صورت نگیرد نامگذاری روز ملی و یا جهانی قرآن تنها جنبه سمبلیك به خود می‌گیرد و از پرداختن به مسایل عمیق‌تر و تاثیرگذارتر باز می‌ماند البته پرداختن نمادین یكی از اهداف این نامگذاری است اما ماندن در این حد و سطح به هیچ وجه هدف مبتكر آن نیست.

نكته آخر اینكه پی‌گیری روز ملی قرآن در داخل و روز جهانی قرآن در مجامع جهانی مانند آنچه درباره مولانا و هفته فرهنگی ایران در سازمان ملل رخ می‌دهد در صورت رسیدن به نتیجه می‌تواند منجر به تولید صد‌ها طرح گوناگون و جدید قرآنی شود كه برخی از آن‌ها در ذهن نگارنده این سطور وجود دارد ضمن آنكه تاكید صدچندان این نكته هم لازم است كه تاثیرگذاری چنین روزی چه در داخل و چه در خارج مستلزم همدلی میان همه نهادهای قرآنی، فرهنگی و دست‌اندركار است.

منبع: موسسه فرهنگي اطلاع رساني تبيان

نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |

وهابي

براي شناخت وهابيت و آگاهي از خطرات آنها نسبت به دين اسلام، بايد اين مسلك انحرافي را از زواياي مختلف مورد مطالعه قرار دارد.

 

پيدايش وهابيت‏

مسلك وهابيت، منسوب به محمد بن عبدالوهاب نجدي است و علّت اين كه آن را به خود شيخ محمد نسبت نداده‏اند، به اين جهت است كه مبادا پيروان اين مذهب، نوعي شركت در نام پيامبر را پيدا كنند.

محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ق. در شهر «عيينه» چشم به جهان گشود. او از كودكي به كتاب‏هاي تفسير، حديث و عقايد، علاقه داشت و از همان دوران جواني، اعمال مذهبي مردم «به خدا» را زشت مي‏شمرد. وي به مدينه رفت و در آن جا توسل مردم به پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقايد خود را كه قبلاً از سوي ابن تيميه و شاگردش ابن قيم پي‏ريزي شده بود، اظهار نمود و به تبليغ و ترويج و رسميت دادن آنها همت گماشت.

 

پندارهاي وهابيان

وهابيان معتقدند كه هيچ انساني، نه موحد است و نه مسلمان؛ مگر اين كه اموري را ترك كند. اين امور عبارتند از:

1. به وسيله هيچ يك از رسولان و اوليا، به خداوند توسل نجويد و در صورت توسل، در راه شرك گام نهاده، مشرك مي‏باشد.

2. زائران به قصد زيارت، به آرامگاه رسول خدا نزديك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روي قبر نسازند.

3. از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله طلب شفاعت نكنند.

4. زيارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه براي آنان، شرك است.

5. وهابيان بر اين باورند كه مسلمانان، در طي روزگار، از آيين اسلام منحرف شده‏اند.

6. هر گونه مراسم تشييع جنازه و سوگواري حرام است.

اين منطق خشك و بي‏پايه، در تقابل با منطق وحي قرار دارد؛ زيرا قرآن در موارد ياد شده، نظراتي صريح و مخالف وهابيان دارد.

در قرآن آمده است:

1. «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة في القُربي».1

يكي از مصاديق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بيت و ذي القري، قبرهاي آنان و تعمير آنهاست و اين راه و رسم، در ميان ملت‏هاي مختلف جهان وجود دارد و يك نوع سنّت عرفي به حساب مي‏آيد.

2. «... فقالوا ابنوا عليهم بنيانا... قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذّن عليهم مسجدا».2

هنگامي كه واقعه اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان، دو نظر ابراز داشتند كه آيه متذكر آن مي‏شود و انتقاد يا لحن اعتراضي نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به اين آيه، هرگز نمي‏توان تعمير قبور اولياي الهي و صالحان را عملي حرام و يا حتي مكروه قلمداد كرد؛ بلكه اين آيه، به نوعي تشويق مي‏كند كه براي بزرگداشت اوليا و صالحان و حفظ قبرهاي آنان، بايد كوشا بود.

3. «و استغفر لذنبك و للمؤمنين».3

4. «وصلّ عليهم ان صلاتك سكن لهم».4

آيات فوق نيز بيان‏گر اين است كه طلب آمرزش پيامبر در حق افراد، كاملاً مؤثر و مفيد مي‏باشد و موضوع شفاعت پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله و دعاي آن حضرت، نه تنها در آيات صريح، بلكه در احاديث عامه و خاصه و سيره صحابه نيز مشهود است.

انديشه‏هاي سياسي و اجتماعي وهابيان‏

وهابيان قائل به جنگ با ديگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامي هستند و مدعي‏اند كه يا بايد به آيين وهابيت درآيند و يا جزيه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به كفر و شرك مي‏كنند و اموال، نفوس و ناموس ديگران را حلال مي‏دانند و آيات مربوط به شرك و كفر را بر مسلمانان مخالف خود منطبق مي‏كنند كه اين، بزرگ‏ترين ضربه به پيكر جامعه اسلامي و مسلمانان است.5

با اين تفكر بسته و خشك وهابيت بود كه وقتي سعودي‏ها (در سال 1344 ق.) بر مكه و مدينه و اطراف آن تسلّط يافتند، مشاهده متبرك بقيع و آثار خاندان رسالت و صحابه پيامبر را شكستند و از بين بردند.6

براي عملكرد و كارهايي كه وهابيان در حوزه اجتماع و سياست انجام داده‏اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعي، بايد به كتاب‏هاي تاريخي مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب طالبان در افغانستان، در عرصه سياست، حكومت و مردم‏داري، نمونه‏اي از انديشه‏هاي وهابيان است.

بنابراين، وهابيت هم در نحوه پيدايش و انعقاد تفكّر، مغبوض عالمان فرقه‏هاي مختلف مسلمين بوده‏اند و هم در نگرش نسبت به مسائل ديني مورد مخالفت عالمان قرار گرفته‏اند و اولين كتابي كه در رد وهابيت نگاشته شده، كتاب «الصواعق الالهيه في الرد علي الوهابيه» بود كه به وسيله برادر محمد بن الوهاب (سليمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.

در عرصه سياست نيز آنان جاده صاف كن دشمنان دين و اسلام بوده‏اند. اين آيين و مسلك، ساخته و پرداخته انگليسي‏ها است و همين ننگ براي اين مسلك و پيروان آن كافي است.

 

گسترش وهابيت‏

در ارتباط با گسترش اين فرقه، مي‏توان به اين عوامل اشاره كرد:

1. تشديد فعاليت‏هاي تبليغاتي و فرهنگي وهابيان در داخل ايران و حوزه‏هاي مسلمان نشين خارجي (نظير حوزه قفقاز، بالكان و ساير كشورهاي مجاور ايران) كه آمادگي تأثيرپذيري از انقلاب اسلامي ايران را دارند، مشاهده مي‏شود. وهابيت به عنوان جرياني انحرافي در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظيفه جلوگيري از تداوم و گسترش اسلام اصيل را بر عهده داشته، ازاين‏رو، تخريب و ايجاد تزلزل در مباني فكري و اعتقادي شيعيان، به عنوان محور اصلي اين جريان را دنبال مي‏كند. از اين رو در سال‏هاي اخير در جهت همسويي با تهاجم فرهنگي و نظامي آمريكا عليه كشورهاي اسلامي و به خصوص ايران، فعاليت‏هاي تبليغي خود را در ايران توسعه بخشيده است.

2. وهابيت به دليل افكار اعتقادي خاصي كه در باب شفاعت، توسل، شرك و مانند آن دارد، در تعارض كامل با مذهب شيعه است؛ هر چند كه اكثريت فرقه‏هاي اهل سنت با تفكرات اين گروه مخالفند از اين رو، گروه ياد شده همواره در تلاش است تا با تبليغات سازمان يافته (اعم از كتاب، مقاله، سخنراني و مانند آن)، با شيعه مقابله كند.

3. خطر بزرگ‏تر اين گروه، روش‏هاي دور از منطق اسلامي است كه در مسائل سياسي و حكومتي در پيش گرفته است. ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبري ملاعمر و اسامه بن لادن) نمونه‏اي از اين فعاليت‏هاست. كه سبب بهانه جويي غربي‏ها شد تا مسلمانان را به تروريسم و خشونت و مخالفت با تمدن متهم كنند؛ تا جايي كه دست قدرت‏هاي استعماري غرب - به خصوص آمريكا - را در منطقه باز گذاشته، زمينه دخالت‏هاي نظامي و سياسي آنان در كشورهاي اسلامي را فراهم ساخته است كه افغانستان و عراق دو نمونه بارز اين دخالت‏ها به شمار مي‏آيند.

 

براي آگاهي بيشتر به كتابهاي زير مراجعه كنيد:

1. آيين وهابيت، جعفر سبحاني.

2. وهابيت، مباني فكري و كارنامه عملي، جعفر سبحاني.

3. تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1430.

4. وهابيان، علي اصغر فقيهي.

5. خاطرات مسترهمفر (جاسوس انگليسي در كشورهاي اسلامي، ترجمه استاد علي كاظمي).

6. وهابيت از ديدگاه مذاهب اهل سنّت، خالصي خراساني.

7. تاريخ عقايد وهابي، قزويني.


1. شوري، آيه 23.

2. كهف، آيه 21.

3. محمد، آيه 19.

4. توبه، آيه 103.

5. مبلغي آباداني، تاريخ اديان و مذاهب، ج 3، ص 1432.

6. آقا بزرگ تهراني، الذريعه، ج 8، ص 261

منبع:خبرگزاري قرآني ايران

نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |

هشدار! دوشنبه بیست و دوم مهر 1387

رواج شیطان پرستی در ایران

یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان‌پرستی در جامعه هشدار داد و خبر داد كه اكنون بیش از ۷۰ فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند.
به گزارش برنا، موقعیت جغرافیایی فعالیت این جریان مخرب و ویرانگر اخلاقی برخی ازشهرهای نقاط مرکزی و جنوب غربی ایران است و خشونت، خونخواری و آدم زدایی از ویژگی های آن به شمار می رود به گونه ای که برخی از جوانان هوادار این جریان‌ها با آسیب رساندن به خود و دیگران درصدد ارتقای جایگاه خویش در گروه هستند.
بنا بر این گزارش، رفتار خشونت آمیز اعضای گروهای شیطان پرست با حیوانات و برخی از اطرافیان نیز بسیار تاسف‌بار و قابل تامل است.
یک کارشناس ارشد فرهنگی با اشاره به پوشش ها و مدل‌های جدید مد برخی از دختران و پسران از گسترش فعالیت گروه های شیطان پرستی ابراز نگرانی کرد و گفت: این جریان ضد فرهنگی از دهه ۷۰ وارد کشور شد و در سایه غفلت مسئولان به سرعت در قالب شبکه های زیرزمینی در برخی از شهرستان ها و مراکز استان و همچنین تهران بزرگ ریشه دوانید.
به نوشته برنا، در تحقیقات مستندی که به تازگی در اختیار مسئولان ارشد کشور قرار گرفته است، لباس های گشاد، لباس های رنگی جلف، انگشتر‌های خاص تیغ دار، دستبندهای متنوع و عجیب، گردنبندهای اسکلتی با موهای بلند یا سر طاس به عنوان نشانه‌های ویژه گروه‌های همسو با شیطان پرستی بیان شده است.


در این گزارش تاکید شده است که علاوه بر ماهواره ها و سایت‌های اینترنتی، انتشار کتب متعدد برای ترویج این جریان در داخل کشور عامل رواج این فرقه ها شده است.
برنا خاطرنشان ساخت: جریان شیطان پرستی در غرب با ابزار موسیقی اعلام موجودیت کرد و روابط نامشروع، موسیقی متال، رفتارهای ساحرانه و اعمال و مناسک خاص ماورایی و جادوگری از ویژگی های این جریان است.
یك عضو گروه تحقیقی كه علاوه بر گزارش، فیلم مستندی از فعالیتها و رفتارهای شیطان پرستان در ایران تهیه كرده است،‌ در گفت وگو با برنا، حتی از نفوذ علائم گروههای شیطان پرستی در رسانه های گروهی کشور سخن گفت و از این وضعیت، ابراز تاسف کرد.
وی كه نامش فاش نشده است، گفت: متاسفانه برخی از آهنگ های آگهی بازرگانی، و تیتراژ برخی فیلمها و سریال ها، در کنار صحنه آرایی برخی برنامه ها، برگرفته از آئین‌ها و ملودی‌های گروههای شیطان پرستی است.

نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |

هشدار! دوشنبه بیست و دوم مهر 1387

رواج شیطان پرستی در ایران

یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان‌پرستی در جامعه هشدار داد و خبر داد كه اكنون بیش از ۷۰ فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند.
به گزارش برنا، موقعیت جغرافیایی فعالیت این جریان مخرب و ویرانگر اخلاقی برخی ازشهرهای نقاط مرکزی و جنوب غربی ایران است و خشونت، خونخواری و آدم زدایی از ویژگی های آن به شمار می رود به گونه ای که برخی از جوانان هوادار این جریان‌ها با آسیب رساندن به خود و دیگران درصدد ارتقای جایگاه خویش در گروه هستند.
بنا بر این گزارش، رفتار خشونت آمیز اعضای گروهای شیطان پرست با حیوانات و برخی از اطرافیان نیز بسیار تاسف‌بار و قابل تامل است.
یک کارشناس ارشد فرهنگی با اشاره به پوشش ها و مدل‌های جدید مد برخی از دختران و پسران از گسترش فعالیت گروه های شیطان پرستی ابراز نگرانی کرد و گفت: این جریان ضد فرهنگی از دهه ۷۰ وارد کشور شد و در سایه غفلت مسئولان به سرعت در قالب شبکه های زیرزمینی در برخی از شهرستان ها و مراکز استان و همچنین تهران بزرگ ریشه دوانید.
به نوشته برنا، در تحقیقات مستندی که به تازگی در اختیار مسئولان ارشد کشور قرار گرفته است، لباس های گشاد، لباس های رنگی جلف، انگشتر‌های خاص تیغ دار، دستبندهای متنوع و عجیب، گردنبندهای اسکلتی با موهای بلند یا سر طاس به عنوان نشانه‌های ویژه گروه‌های همسو با شیطان پرستی بیان شده است.


در این گزارش تاکید شده است که علاوه بر ماهواره ها و سایت‌های اینترنتی، انتشار کتب متعدد برای ترویج این جریان در داخل کشور عامل رواج این فرقه ها شده است.
برنا خاطرنشان ساخت: جریان شیطان پرستی در غرب با ابزار موسیقی اعلام موجودیت کرد و روابط نامشروع، موسیقی متال، رفتارهای ساحرانه و اعمال و مناسک خاص ماورایی و جادوگری از ویژگی های این جریان است.
یك عضو گروه تحقیقی كه علاوه بر گزارش، فیلم مستندی از فعالیتها و رفتارهای شیطان پرستان در ایران تهیه كرده است،‌ در گفت وگو با برنا، حتی از نفوذ علائم گروههای شیطان پرستی در رسانه های گروهی کشور سخن گفت و از این وضعیت، ابراز تاسف کرد.
وی كه نامش فاش نشده است، گفت: متاسفانه برخی از آهنگ های آگهی بازرگانی، و تیتراژ برخی فیلمها و سریال ها، در کنار صحنه آرایی برخی برنامه ها، برگرفته از آئین‌ها و ملودی‌های گروههای شیطان پرستی است.

نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |

چطور انسان باید خودش را بشناسد؟ دوشنبه بیست و دوم مهر 1387

چطور انسان باید خودش را بشناسد تا منجر به شناخت خداوند شود؟


‏أدیان آسمانی و پیشوایان دینی و علمای اخلاق، تأکید زیادی به خودشناسی و لزوم پرداختن به خویش دارند، البته اصرار و توصیه آن ها ارشادی است به یک حقیقت فطری و عقلی.
قرآن کریم و روایات معصومین(ع) توجّه خاصی به خودشناسی دارند و برای نفس انسان حساب جداگانه ای را باز کرده اند. در سورة مائده آمده است: «علیکم أنفسکم لا یضرّ کم من ضلّ إذا اهتدیتم؛ به خویشتن بپردازید. کسی که گمراه شد،‌ به شما زیان نمی زند، اگر هدایت یافتید».(1)
مرحوم آمدی در کتاب شریف غررالحکم و دررالکلم، در این زمینه، قریب به سی روایت را با مضامین گوناگون از مولای متّقیان علی(ع)، جمع آوری نموده است. معروف ترین روایت در این زمینه، از پیامبر گرامی(ص) می باشد که خودشناسی را راه خداشناسی معرّفی فرموده اند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه؛ هر کس نفس خویش را شناخت، خدای خویش را شناخت».(2)
تا انسان از شناخت صفات و ملکات خود غافل باشد،‌ نمی تواند به اصلاح خویش بپردازد، تا با این شناخت بتواند خدا را بشناسد. خویشتن شناسی مراتب مختلفی دارد: یک مرتبه آن خویشتن شناسی نوعی است که در آن مباحث مربوط می شود به شناخت خویش از نظر استعداد ها و سرمایه های خاصّی که در هر یک از زن و مرد وجود دارد. نوع دیگر خویشتن شناسی اخلاقی است، که شناخت خویشتن در این مرتبه مربوط می شود به شناخت صفات، استعداد ها و ملکات اخلاقی.
از دیدگاه دینی خودسازی منوط به خدا شناسی است و خداشناسی در پرتو خودشناسی قابل تبیین است: خودشناسی ، خداشناسی ، خودسازی.
شناخت انسان از ابعاد شخصیتی اش، منجر به کسب اطلاع از اموری می شود که به نحوی خارج ازوجود او در عین حال مرتبط با او است. برای انسان (در خودشناسی)، سه وضعیّت متصوّر است:
1ـ سرآغاز و این که از کجا آمده است.
2ـ وضعیت کنونی و این که چه باید بکند.
3ـ سرانجام و این که به کجا خواهد رفت.(3)
منظور از این که انسان باید خود را بشناسد،‌ این است که: باید وضعیّت های حاکم بر وجودش را بررسی کند. البته وضعیت های مذکور خارج از وجود انسان و در مقابل آن نیست، بلکه در واقع سیر رو به تحول وجود خود انسان است. اگر بخواهد و موضع وجودی خویش را در این عالم مشخّص کند، ناچار است ابتدا تا انتهای سیر وجود خویش را بشناسد. شناخت مراحل سه گانه حاکم بر سیر و جودی انسان دو فایده دارد:
1ـ شناخت کلّ‌ وجود خویش.
2- تأثیر هریک از مراحل در شناخت مراحل دیگر.
در دیدگاه و آموزه های دینی،‌ شناخت مراحل تکوینی بُعد مادی انسان، دیدگاه او را نسبت به خود متحوّل می کند. تعابیری که قرآن مجید برای بیان جنبة مادّی انسان به کار برده است، عبارتند از: خاک،(4) گل،(5) گل چسبنده،(6) لجن متعفّن،(7) نطفه،(8) آب جهنده(9) و لخته خون.(10)
آگاهی انسان از وضعیت ابتدایی اش او را واقع بین و دیدگاه او را معقول می کند و وی را از غرور و تکبّر و خود بزرگ بینی باز می دارد. از نظر قرآن یکی از عوامل کفر، شرک و انحراف، بی اطّلاعی از سر آغاز خلقت و قدرت خداوند در آفرینش موجودات است.(11)
به این جهت قرآن ما را به تفکر در وضعیت آفرینش انسان ترغیب می کند.(12) تا خود را بشناسیم و برای انجام تکالیف محوّل در دنیا آماده شویم.
با توجه به این که بعضی آیات دلالت بر عظمت انسان دارد و او را برگزیده و خلیفه خداوند و مسجود فرشتگان بر می شمرد، اما آیاتی دیگر آدمی را ضعیف، عجول و حریص توصیف می کند، آگاهی و شناخت انسان از چگونگی خلقت و جایگاه خویش که هم استعداد ترقی و رشد در او وجود دارد و هم امکان انحراف و طغیان، باعث می شود دست به انتخاب صحیح بزند. این خودشناسی، شناخت استعداد و توانایی یا خودشناسی خلقتی است. خودشناسی خلقتی مقدّم بر خداشناسی و خداشناسی مقدّم بر خودسازی است.
پس از آگاهی از سرآغاز و مرحله اولیه سیر وجودی خود می توانیم به معرفت آفریننده خود دست یابیم، زیرا انسان وقتی خود را موجودی ضعیف و حقیر دانست و وابستگی خویش را به قدرتی لایزال احساس کرد، راهی به سوی معرفت خدا فراروی او باز می شود. بنابراین خودشناسی از این جهت (از جنبة ارتباط با مبدأ و شناخت آن)، مقدمه در زمینه ای برای خداشناسی است. این دو پشتوانه اطلاعاتی (شناخت خود و خدا)، توشه راه انسان در وضعیّت کنونی است و او را برای خودسازی آماده می کند. بنابراین خودسازی به طور مستقیم بر شناخت وضعیّت موجود و اطلاع از انگیزه ها، حالات و رفتار انسان در این وضعیّت موقوف است. اما زمانی خودشناسی ضامن خودسازی خواهد بود که با شناخت مرحلة سوم سیر وجودی یعنی معاد و سرانجام زندگی، کامل شود.
در این صورت، هیچ نقطه ابهام و ضعفی در فراهم کردن زمینه برای خودسازی و بنای شخصیت معنوی وجود نخواهد داشت و چنانچه ضعفی وجود داشته باشد، از ناحیه گرایش ها و دل بستگی ها است، نه از ناحیة شناخت ها.(13)
نتیجه:
1ـ خود شناسی صرفاً در بُعد اخلاقی مطرح نمی شود، بلکه شامل تمام ابعاد وجودی (اعم از مادی و معنوی) است، اگر چه نتیجه آن صرفاً اخلاقی و معنوی است، چرا که انسان برای گزینش مناسب در بُعد روح و روان، ناچار است خود را به طور کامل بشناسد.
2- خودشناسی امری درونی نیست، بلکه کسب اطلاعاتی برای شناخت هر چه بیشتر خود می باشد که دارای سه مرحله است:
الف) خودشناسی خلقتی،‌یعنی شناخت استعدادهای به کار رفته در آفرینش انسان و کیفیّت تکوین او.
ب) خودشناسی دنیوی، یعنی شناخت موقعیّت و جایگاه خود در دنیا.
ج) خودشناسی اخروی یعنی شناخت سرانجام حیات خود.
3- خودشناسی خلقتی مقدّم بر خداشناسی و خداشناسی مقدّم بر خود سازی است.
4- ثمرة خودشناسی و خداشناسی در خود سازی و تربیت خویش ظاهر می شود. بنابراین بدون شناخت انسان به موضوع های تربیتی،‌ امکان گذشتن از وضعیّت موجود (در انسان) و رسیدن به وضعیت مطلوب امکان نخواهد داشت.
نکته: انسان ها در وجدان ناخودآگاه خویش، از این معرفت (خودشناسی) کم و بیش بی بهره نیستند، چنان که آیة سی ام سورة روم به آن اشاره شده است، ولی اکثر مردم در وجدان خود آگاه خویش از آن غافل اند. به عبارتی: بیشتر مردم، آگاهی به وجدان و احساس فطری خویش ندارند و به اصطلاح علم به علم ندارند.
یکی از موضوعاتی که در خودشناسی و شناخت انسان مهم است، کمال خواهی است چرا که انسان طالب کمال است و عامل فطرت نیز او را به سوی کمال دعوت می‌کند، چرا که تا انسان کمال خویش را نشناسد، از تهذیب نفس و خودسازی باز می‌ماند.
یکی دیگر از موضوعات مهمی که در خودشناسی و ارتباط و تقرّب به خداوند نقش دارد، جاودانگی است، یعنی انسان دوست دارد که به حیات جاودان برسد، چرا که انسان از مرگ ترس دارد، زیرا خیال می کند که با مرگ، زندگی اش به پایان می رسد. برای او زندگی از هر چیزی عزیزتر است و بالاتر از این آرزوی رسیدن به حیات ابدی است و این مهمّ در اطاعت خداوند (و با خودشناسی و خداشناسی – خودسازی) رقم می خورد.
موانعی را می توان بر سر راه خودشناسی،‌ در درون خویش یافت و آنها را برطرف کرد، چرا که نخستین گام برای درمان بیماری های روحی و جسمی، شناخت بیماری ها است. مرحوم فیض کاشانی برای پی بردن به عیوب خویش چهار راه ذکر می کند:‌
اوّل این که انسان به سراغ استادی برود که آگاه به عیوب نفس و خفایا و آفات اخلاقی باشد.
دوم: دوست راستگویی را پیدا نموده و او را مراقب خویش کند تا احوال و افعال او را مورد بررسی دقیق قرار دهد.
سوم: انسان عیوب خویش را از زبان دشمنانش بشنود، چرا که دشمنان با دقّت مراقب عیوب و لغزش های انسان هستند.
چهارم: انسان با مردم معاشرت نموده و صفات نکوهیده ای را که می بیند، در مورد خودش نیز بررسی کند و ببیند که آیا این صفات نکوهیده در او هست؟(14)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. مائده (5) آیه‌105 و سوره های فضلت (41) آیه 53 و ذاریات (51) آیة‌21 و حشر (59) آیة 19.
2. بحارالانوار، ج 2،‌ ص 32، حدیث 22.
3. علی(ع) فرمود: «رحم الله امرءً عرف من أین و فی أین و إلی أین؛ خدا رحمت کسی را که بداند از کجا آمده و در کجا قرار گرفته است و به سوی کجا می رود».ر.ک: درآمدی بر تعلیم و تربیت، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص 110، چاپ تهران.
4. حج (22) آیه 5.
5. انعام(6) آیه 2.
6. صافات (37) آیه 11.
7. حجر (15) آیه 26.
8. فاطر(35) آیه 11.
9. طارق (86) آیه‌ 5 و 6.
10. علقه (96) آیه 1 و 2.
11. انفطار (82) آیه 6 و 7.
12. یس (36) آیه 77.
13. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، اهداف تربیت از دیدگاه اسلام، ص 139 – 110، با اقتباس و تخلیص.
14. محجه البیضاء، ج 5، ص 112 – 114
منابع مطالب:
اخلاق عملی: ص 57- 49؛ ملا احمد نراقی،‌ معراج السعاده؛، ص 10 _ 7؛ اهداف تربیت از دیدگاه اسلام، از دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص 129 – 106؛ آیت الله مصباح یزدی، به سوی خودسازی، ص 29 – 13 و 188 و 178؛ محمد باقر حجتی، روان شناسی اسلامی، ص 435 – 420؛ میزان الحکمه، ج 3، ص 1883 – 1876؛ محمد علی سادات، اخلاقی اسلامی، ص 135- 127.


نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |

ماشا، مانكني كه مسلمان شد! دوشنبه بیست و دوم مهر 1387

ماشا، مانكني كه مسلمان شد!

ماشا اليلیکینا» نام مشهوری در روسیه و مناطق روسی‌زبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسيه، به بالاترین حد رسید.به گزارش ابنا، ماشا اليليكينا، ستاره سابق سينما، رقص و موسيقي، اينك حجاب اسلامي در بر دارد و به تدريس در مدارس مشغول است. وي مي‌گويد از جلوه‌هاي كاذب سابق متنفر است و اكنون احساس خوشبختي مي‌كند.

آنچه در پی می‌آید مصاحبه سایت روسی Islam.ru با این هنرمند مسلمان شده است:

• چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟
ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

ماشا اليلیکینا

در زمانی که يك خواننده بودي آيا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟
ماشا: نه؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب، یعنی آب زمزم بنوشم.• 
آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسيری طولانی بود؟
ماشا: من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزديكترين دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.
روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را مي‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!»، من در آن لحظه بسيار گریستم؛ زيرا براي اولين بار در زندگي‌ام بود كه چیزی از خدا مي‌خواستم.

• در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟
ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

• آيا موسیقی هم گوش می‌دهی؟
ماشا: بله؛ آثار «گروه ریحان»، «گروه سامی یوسف» و «گروه کت استیونس» ( که پس از اسلام آوردن نام خود را «یوسف اسلام» گذاشت) را گوش می‌کنم.

• آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟
ماشا: در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد. اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

• چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می‌گروند از بین هنرمندان و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟
ماشا: اسلام نسبت به اديان ديگر، محکمترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

• از اينكه مسلمان شده‌اي چه احساي داري؟
ماشا: احساس خوشبختي. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

• و چه تفاوتي با قبل داري؟
ماشا: ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

• آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمي‌خوري؟!
ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

• از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟
ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی بازدارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟
ماشا: من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

اينك چه چيزي از «اسلام» مي‌تواني به ديگران بگويي؟
ماشا: اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیندیشی حداقل سعی کن از قيد خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

• چه پيامي برای مسلمانان داري؟
ماشا: آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

و برای غیر مسلمانان؟
ماشا: امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌اي که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است كمي اندیشه کنند.

نوشته شده توسط ميثم  | لینک ثابت |